تبلیغات
121 (یا علی)
تنها یاور خدا را داشته باش.

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه 1 بهمن 1391-09:26 ق.ظ



 آثار محبت به زهرا سلام الله علیها در روایات
1- تسهیل امور آخرت
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) به سلمان فرمود: ای سلمان! محبت فاطمه در صد جا سودمند است که آسان ترین آنها هنگام مرگ و ورود به قبر، هنگام سنجش اعمال و بر انگیخته شدن و گذر از پل صراط و محاسبه اعمال است. (1)
2- همسایگی با رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله)
پیامبر (صلى الله وعلیه وآله) به سلمان فرمود: ای سلمان! کسی که به دخترم فاطمه محبت داشته باشد در بهشت با من خواهد بود و کسی که با او دشمنی کند در آتش جهنم خواهد بود. (2)
و روزی دست حسن وحسین علَیهِما السلام را گرفت و فرمود : هر کس این دو نفر و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قیامت در درجه من و با من خواهد بود. (3)
3- بهره مندی از ثواب عبادت فرشته ها
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: فرشته ها تسبیح و تقدیس خدا می کردند که به آ نها فرمود :به عزّت و جلالم قسم ثواب تسبیح و تقدیس شما را تا روز قیامت برای دوستداران این خانم و پدر و همسر و فرزندانش قرار می دهم. (4) 
4- محبوبیت نزد خداوند
جبرییل علیه السلام فرمود: خداوند دوستداران آنها (علی، فاطمه، حسن و حسین علیهِم السلام) را دوست دارد. (5)
5- نیل به محبت خدا
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: مَن أَقامَ عَلی مُوالاتِنا أ هلِ البَیتِ سَقا هُ اللهُ تَعالی مِن مَحَبَّتِهِ کَأساً لایَبغُونَ بِهِ بَدَلاً (6)
کسی که ما اهل بیت را دوست داشته باشد خدای تعالی کاسه ای از محبت خود را به او می نوشاند که نمی خواهد با چیزی عوض شود.
6- اکمال دین
پیامبر (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: فضل و برتری اهل بیت و ذریه من بر دیگران مانند برتری آ ب بر هر چیز دیگر است و حیات هر چیزی به آب است ، و محبت به اهل بیت و فرزندانم دین را کامل می کند. (7)
 7- ریزش گناهان
امام صادق (علیه السلام) فرمود: محبت ما اهل بیت گناهان را از بندگان می ریزد همان گونه که باد شدید برگ را از درخت می ریزد. (8) 
8- ثبات ایمان
امیرالمو منین (علیه السلام) فرمود: خوشا به حال کسی که محبت ما اهل بیت در قلبش رسوخ کرده باشد. ایمان در قلب چنین کسی از کوه احد در مکانش ثابت تر است و کسی که محبت ما در دلش وارد نشده باشد ایمان در دلش حل می شود، همان گونه که نمک در آب حل می شود. (9)
9- نیل به برترین عبادت
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بالای هر عبادتی، عبادت دیگری است و محبت ما اهل بیت بهترین عبادت است. (10)
10- کسب حکمت
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که اهل بیت را دوست داشته باشد و محبت ما در قلبش جا گرفته باشد ، چشمه های حکمت بر زبانش جاری می شود. (11)
 11- نیل به مقام توکل
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: کسی که خواستار توکل بر خدا است، اهل بیت مرا دوست بدارد، کسی که می خواهد از عذاب قبر نجات یابد، اهل بیت مرا دوست داشته باشد، کسی که طالب حکمت است، اهل بیت مرا دوست داشته باشد، کسی که می خواهد بدون حساب وارد بهشت شود، اهل بیت مرا دوست داشته باشد. به خدا قسم کسی آ نها را دوست ندارد مگر اینکه در دنیا و آخرت سود برده است. (12)
12- نجات از جهنم
پیامبر (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: ولایت من و اهل بیتم موجب امان از آتش جهنم است. (13)
13- نیل به مقام شهادت
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است. کسی که بر محبت آل محمّد بمیرد، با آمرزش گناهان مرده است.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، با توبه از گناهان خود مرده است.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، با ایمان کامل مرده است.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، فرشته مرگ و سپس منکر و نکیر به او مژده بهشت می دهند.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، مانند عروس که به خانه همسرش می رود، با تجلیل به بهشت فرستاده می شود.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، خداوند فرشته های رحمت را به زیارت قبرش می فرستد.
بدانید کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، بر سنت و جماعت مرده است. (14)
14- کسب همه خوبی ها
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: کسی را که خداوند با معرفت و ولایت اهل بیت من بر او منت گذارده است، همه خوبی ها را برای او قرار داده است. (15)
15- کسب امنیت
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: کسی که ما اهل بیت را دوست داشته باشد، خداوند او را در حال امنیت در روز قیامت محشور خواهد کرد. (16)
16- ثبات قدم بر صراط
پیامبر (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: ثابت قدم ترین شما بر پل صراط کسی است که اهل بیت و اصحاب مرا بیشتر دوست دارد. (17)
17- ورود به بهشت
رسول خدا (صلى الله وعلیه وآله) فرمود: یک روز دوستی آل محمد، از یک سال عبادت بهتر است و کسی که بر محبت آل محمد بمیرد وارد بهشت شود. (18)
حکم بن عتیبه گوید : در حضور امام باقر (علیه السلام) بودم و خانه آن حضرت پر از جمعیت بود. ناگاه دیدم پیرمردی عصا زنان آمد و کنار در ایستاد و عرض کرد: السلام علیک یا بن رسول الله و رحمة الله و بر کاته امام باقر عَلَیهِ السَّلام جواب سلام او را داد.
آنگاه پیرمرد بر حاضران سلام کرد و همه آنها جواب سلام او را دادند.
سپس رو به امام باقر (علیه السلام) کرد و با اکرام و احترام عرض کرد: ای پسر رسول خدا! اجازه بده به شما نزدیک گردم فدایت شوم.
سوگند به خدا من شما را دوست دارم و دوستدار شما را هم دوست دارم و سوگند به خدا این محبت به خاطر طمع به دنیا نیست و سوگند به خدا دشمنان شما را دشمن می دارم و از آنها بیزاری می جویم و این به خاطر کینه توزی به آنها نیست و سوگند به خدا من حلال شما را حلال، و حرام شما را حرام می شمارم و در انتظار فرمان شما هستم. آیا در این صورت امیدوار باشم ؟
امام باقر (علیه السلام) فرمود: إِ لَیَّ إلَیَّ ، نزد من بیا، نزد من بیا !
پیرمرد نزدیک آمد و امام علیه السلام او را کنار خود نشاند و فرمود: ای پیرمرد! مردی نزد پدرم علی بن الحسین عَلَیهِ السَّلام آمد و مثل سوال تو را از او پرسید.
پدرم به او فرمود: وقتی از دنیا رفتی بر رسول خدا صَلیَّ اللهُ عَلَیهِ وَ اله و بر علی و حسن و حسین و علی بن الحسین عَلیهِم السَّلام وارد می شوی و قلبت آرام و جگرت خنک، و چشمت روشن می شود و هنگام مرگ با رَوح و ریحان با فرشته های نویسنده اعمال رو به رو می شوی و تا زنده هستی آنچه را که دیدگان تو را روشن کند می بینی و همراه ما در مقام بلندی خواهی بود.
پیرمرد گفت: چگونه ؟ امام باقر (علیه السلام) دوباره سخن خود را برای او بیان کرد.
پیرمرد گفت: الله اکبر! ای اباجعفر، اگر بمیرم بر رسول خدا صَلیَّ اللهُ عَلَیهِ وَ اله و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین عَلَیهِم السَّلام وارد می شوم و چشمم روشن می شود و قلبم آرام می گیرد و جگرم خنک می شود و هنگام مرگ با روح و ریحان با فرشته های نویسنده اعمال روبه رو می شوم و اگر زنده بمانم چیزی که چشمم را روشن می کند می بینم و با شما در مقام بلندی جای دارم؟
آنگاه منقلب شد و های های گریست تا آ نکه بر زمین افتاد و همه اهل مجلس از گریه او گریه کردند و امام باقر (علیه السلام) اشک های او را از دور چشمانش پاک کرد.
سپس پیر مرد سر بلند کرد و به امام عَلَیهِ السَّلام عرض کرد : ای پسر رسول خدا فدایت شوم ، دستت را به من بده! حضرت دست خود را به طرف او دراز کرد.

دست امام را گرفت و بوسید و بر چشم ها و گونه ها و سینه و شکمش گذارد و آ نگاه برخاست و سلام کرد و رفت و امام باقر (علیه السلام) از پشت سر به او نگاه می کرد.
سپس رو به مردم کرد و فرمود: مَن أَََحَبَّ أَن یَنظُرَ إِلی رَجُلٍ مِن أَهلِ الجَنَّةِ ، فَلیَنظُر إِلی هذا
هر کس دوست دارد به مردی از اهل بهشت نگاه کند به این مرد بنگرد. (19)   

1. بحارالانوار، ج 27، ص116


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 14 مهر 1391-02:53 ب.ظ





13910704010_2012269009e.jpg

نامه عمل بسیاری از مردم هنگامی كه می‌میرند بسته می‌شود، اما سه گروه هستند كه نامه عمل آنها حتی پس از مرگ هم باز است.

سه طایفه‌اند که وقتی می‌میرند نامه عملشان باز هست. خیلی‌ها وقتی می‌میرند نامه عملشان بسته می‌شه. حدیثش این هست: «إذا ماتبنوا آدم إن قطع علمة إلا أن ثلاث»؛ یعنی اولاد آدم که می‌‌میرند عمل قطع می‌شود مگر 3 طایفه.

1) عالمی که مردم از علمش بهره ببرند؛ 
مثلا وقتی از کتاب‌های حاج شیخ عباس قمی و مرحوم مجلسی استفاده می‌کنید در نامه عمل این مؤلف کتاب می‌‌نویسند.

2) اولاد صالح؛ 
کسی که از دنیا می‌رود ولی فرزندش را آورده اینجا طلبه کرده که حالا این طلبه کتاب می‌‌نویسد و منبر می‌‌رود و تدریس می‌‌کند، در نامه عمل این پدر و مادر می‌‌نویسند.

حضرت مسیح از جایی رد شد دید یه قبری را عذاب می‌کنند. سال بعد که آمد رد شود دید که عذاب نمی‌کنند. گفت خدایا من پارسال از اینجا رد می‌شدم صاحبش را داشتند عذاب می‌‌کردند. خطاب رسید که این یک بچه داشت. امروز در مکتب خانه، استادش بهش گفت: بگو بسم الله الرحمن الرحیم. این بچه گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. تا گفت بسم الله الرحمن الرحیم عذاب از این صاحب قبر برداشته شد.

3) صدقه ‌جاریه؛ کسانی که بیمارستان می‌‌سازند و مدرسه می‌سازند و مسجد می‌سازند به این‌ها گفته می‌شه صدقه جاریه. قدیمی‌ها آب انبار می‌‌ساختند، مردم می‌رفتند از آب انبار آب می‌‌آوردند. کسانی که در بنای آنها شرکت داشتند، ثواب در نامه عملشان می‌‌نویسند.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 14 مهر 1391-02:51 ب.ظ




58476951477791117885.jpg


 اگر كسى به این مسجد آمده باشد، شراب خورده، چهل سال روزه نگرفته، تمامش را با خدا مخالفت كرده است، به مردم هم بدهكار است و نمى‏تواند بدهد، علاقه پیدا كرد با خدا آشتى كند، راهش مى‏دهند؟

 براى اینكه خیال گنهكار را راحت كنم او را راهش مى‏دهند. چقدر طول مى‏كشد كه تمام گناهانش را ببخشند؟ هیچى، همین الان كه نشسته و در خودش مى‏جوشد، او را بخشیدند. سى سال نماز و چهل سال روزه را چكار كند؟

 تصمیم قطعى گرفتم كه نمازهاى نخوانده و روزه‏هاى نگرفته را شروع به قضا كنم پول مردم را ندارم، هر وقت پیدا

كردم مى‏دهم، رفت خانه و نیمه شب مرد، تصمیم قطعى بود و مرد، هیچ كسى نمى‏داند كه او سى سال نماز و چهل

سال روزه دارد، هیچ كسى نمى‏داند كه دویست هزار تومان به مردم بدهكار است، تكلیف این مرده چیست؟

 پیغمبراكرم صلى الله علیه وآله مى‏فرماید: مورد آمرزش است. نمازها و روزه‏ها همه بخشیده است.

 امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: بدهى به گردنش است تا روز قیامت.

 هشت تا طلبكار مى‏آید، آقا دویست هزار تومان به ما مدیونى بدهید. مى‏گوید: من در دنیا قصد كردم بدهى تو را بدهم، نداشتم، خداوند مى‏فرماید: هشت تا طلبكار از كنار بنده‏ام بروید، در پرونده‏هاى خودتان گناه نیست؟ خدایا! چرا. خطاب مى‏رسد: من گناهانتان را مى‏بخشم، شما از حق خود بگذرید. او در دنیا با من آشتى كرد، او نباید اینجا گیر بیافتد. مى‏گویند: خدایا از ما بگذر، ما هم از بدهى او گذشتیم. سر و كار گنهكارها با چنین خدایى است.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 14 مهر 1391-02:50 ب.ظ




6

6

6

6


چه حسی خواهید داشت وقتی یک لحظه خود را در وضعیتی ببینید که این امکان برای شما فراهم شده است تا در محلی نماز بخوانید که زمانی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (سلام‌الله علیه) در آن فضا در شبانه‌روز چند بار نماز خوانده، نفس کشیده، سخنرانی کرده، لبخند زده، در برابر حق‌تعالی اشک ریخته و خاک را به قدوم مبارکش مزین ساخته است؟ چه فرصتی و چه لذتی از این والاتر؟

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در مدینه‌ی منوره، فضای مسجدالنبی (ص)، بویژه برای زائری که نخستین‌بار است این فضا را تجربه می‌کند، از چنان گیرایی و حیرتی برای انسان برخوردار است که تا مدتی و شاید تا چندبار حضور، چندان قدرت تفکری برای او باقی نمی‌گذارد.

شاید بیشتر آن‌هایی که برای نخستین‌بار در این فضا حضور می‌یابند و پیش‌تر درباره‌ی نخستین ذکرها و نیایش‌های خود در مواجهه با مسجدالحرام و مسجدالنبی فکرهایی داشته‌اند، اگر هنگام ورود به این اماکن، بر ذکر خواسته‌ها و راز و نیازشان تمرکز نکرده باشند، به‌محض ورود به این فضا کل برنامه‌ریزی‌شان را فراموش کنند و مسحور رودخانه‌ای شوند که خیلی آرام و عمیق آن‌ها را با خود می‌برد؛ اما به کجا؟

3
جایگاه منزل و مزار پیامبر (ص)

بخشی از حس حیرت بشری که به هر زائری هنگام ورود به مکان مقدسی مانند مسجد پیامبر (ص) دست می‌دهد، بیشتر به‌دلیل عظمتی است که در تصور ذهنی هر مسلمان تحت تعلیمی، از اوان کودکی شکل گرفته و بویژه برای جوامعی مانند ایران، به‌دلیل سال‌ها در صف نوبت انتظار ماندن که گاه به انتظارهای ربع قرنی (25 ساله) هم رسیده، چنان دسترسی، دشواری خود را نمایانده است که در ابتدا و در ضمیر ناخودآگاه‌مان، باورمان نمی‌شود که به این مکان ویژه پا نهاده‌ایم.

نکته‌ی دیگر، کثرت حضور مسلمانانی از نژادها و تیره‌های مختلف جهان است که به شکلی وحدت‌آفرین، روبه سوی یک سرچشمه‌ی لطف الهی در حرکت‌اند تا هریک به وسع ظرف خود، بهره‌ای از این منشأ حیات‌بخش برگیرند. این ازدحام آرام اما پرمغز، بویژه در زمان‌های برگزاری نماز جماعت به اوج خود می‌رسد و نهایت اشتیاق و جهد انسانی را به‌نمایش می‌گذارد؛ وقتی که شهروندانی از سراسر گیتی، با لباس‌ها، زبان‌ها، رنگ‌ها و شمایل متنوع، شانه‌به‌شانه‌ی هم و همدل و همزبان، همه به یک طریق با معبود خویش به راز و نیاز می‌پردازند و در جایی که برگزیده‌ترین و امین‌ترین مخلوق به نماز ایستاده، زیسته و هدایت فرموده است، مقام او و پیروان راستینش را در برابر خالق متعال به شفاعت می‌گیرند.

3
مسیر منزل تا مسجد پیامبر (ص)

خلاصه آن‌که محو گنبد سبز و مناره‌هایی که از بچگی در تصاویر نورانی مدینه‌النبی (ص) دیده‌ایم و نیز حس پیش‌تر تجربه‌نشده‌ی اقامه‌ی نماز در این مسجد خاص چنان اتمسفری در اطراف مغز ایجاد می‌کند که شاید تا چند نوبت اساسا فرصت و توان اندیشیدن به دیگر ابعاد و دارایی‌های این مسجد مشهور در جهان را چندان نمی‌یابیم. شاید پس از چند و چندین نوبت زیارت و در ابعاد مختلف مسجد قرار گرفتن، رفته‌رفته کشف این شنیده‌های پیشین‌مان را که مزار پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نیز در این مسجد قرار گرفته و این جست‌وجو که ایشان در کدام محل یا نقاط مشخصی نماز می‌گذارده‌اند، به دستور ذهنی تبدیل می‌شود.

و صدالبته که دسترسی نزدیک به پاسخ‌های این پرسش‌ها به‌خودی‌خود دشوار است و قطعا انتقال و به مشارکت گذاشتن این احساس با توجه به محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی که خادمان مسجد در جهت نظم بخشیدن به عبور و مرور و البته حساسیت‌هایی که نسبت به تصویربرداری دارند، دشوارتر می‌نماید؛ اما امری نشدنی هم نیست.

3
جایگاه محراب پیامبر (ص)

اگر از یک فرد دارای مطالعه در این زمینه یا شخصیتی روحانی سؤال کرده باشید، نشانی‌هایی که نسبت به موقعیت دروازه‌های مختلف مسجد و نیز گنبدهای سبز و نقره‌یی داده‌اند، شما را به نقطه‌ای از مسجد رهنمون می‌کند که هرچه جلوتر می‌روید، دسترسی به آن دشوارتر می‌شود. اساسا در آستانه‌ی برگزاری نمازهای جماعت، گسیل شدن به این نقاط مورد نظر تقریبا امری محال است و شاید چندبار تلاش هم نتیجه‌ای جز سختی جسمانی به همراه نداشته باشد؛ اما اگر به‌خوبی راهنمایی شده باشید، حدود ساعت 22:30 تا 23 مناسب‌ترین زمان برای چنین قصدی است. در واقع، حدود زیر گنبد نقره‌یی، دو سازه‌ی محراب‌گونه و در میان آن‌ها، منبری قرار دارد که لذت قرار گرفتن در برابر جایگاه محراب و منبر پیامبر اکرم (ص) را با یک تونل نور و خنکایی که احساس می‌کنید، به سمت صورت شما روانه می‌كند و در عمق وجود، تسری می‌دهد. حال اگر در عزیمت سانتی‌متر به سانتی‌متری که انجام می‌دهید، یک جای خالی برای اقامه‌ی چند رکعت نماز و راز و نیاز بیابید که این حس لذت صدچندان می‌شود. این حس لذت تؤام با لبخند و بغضی ملیح، هم فردی است و هم عمومی؛ کافی است با زبان‌های رایج دنیا از معروف‌ترین‌هایش تا ترکی آذربایجان و اردو، کمی آشنایی داشته باشید تا این نوا چند بار با زبان‌های مختلف در حال طی مسیر در این محوطه یا خروج از دهلیزهای آن با لحن‌های مختلف مدام زیر گوش شما تکرار شود که چه کیف و لذتی داشت!

3
جایگاه منزل و مزار پیامبر (ص)

اما آنجا که سینه به کمال فشردگی می‌رسد، اما این‌بار نه از فشار جمعیت، بلکه از هیجانی که تا کنون تجربه نکرده‌اید و شاید مرتبه‌ای دیگر و بالاتر از آن فقط در بیت‌الله الحرام قابل دستیابی باشد، وقتی است که در طی مسیری که به نهایت دشواری خود رسیده و چه آن که در حال نماز خواندن است و چه کسی که به امید دستیابی آرام‌آرام در حال گذر، به‌سختی باید خود را پیش بکشانند و شاید از سجده‌ای راه به اعلی مقامین بیابند، وقت نزدیک شدن به ضریح مقام بیت و مزار حضرت محمد مصطفی (صلوات‌الله علیه) است. فضایی حدود 40-30 متری با مفتول‌های فولادی سبزرنگی که قدیمی به‌نظر می‌رسند، محصور شده و چند شرطه و مأمور انتظامات در اطراف آن مراقب‌اند که کسی توقف در برابر ضریح و دست یازی به آن نداشته باشد. دقت چشمی اما نگاه را روانه می‌سازد به داخل این ضریح، جایی که یک مکعب‌مستطیل بزرگ با پارچه‌ای سبز پوشانده شده و مزار پیام‌آور رهایی انسان‌ها طبق شواهد و روایات تاریخی در داخل آن قرار دارد.

اینجا در واقع منزل پیامبر (ص) بوده که در فاصله‌ی نزدیکی به مسجد مدینه قرار داشته است. گویا هنگامی که پیامبر گرامی اسلام به رب‌العالمین پیوسته و حضرت علی (علیه‌السلام) شیون‌کنان مسلمانان را از رحلت ایشان خبر می‌دهند، پس از انجام غسل و کفن، در زمینه‌ی دفن ایشان اختلاف نظری پیش می‌آید؛ تا آن‌که علی (ع) از قول ایشان نقل می‌کنند که هیچ پیامبری رحلت نیافته جز آن‌که او را در همان جایی که از دنیا رفته، دفن کرده‌اند. در نهایت هم با کمک مردانی از بنی هاشم، پیکر مطهر ایشان را در منزل خودشان که عایشه در آن می‌زیست دفن می‌کنند.

سپس خلیفه‌ی اول و دوم در سال‌های بعد در جوار ایشان به خاک سپرده می‌شوند و در حکومت‌های بعدی علاوه بر افزودن فضاهایی، محدودیت‌هایی هم در دسترس مسلمانان به ترتب مزار ایشان ایجاد می‌شود. گفته می‌شود پوشاندن قبر پیامبر (ص) در زمان معاویه صورت گرفت و آن هنگامی بود که حضرت امام حسن مجتبی (ع) رحلت یافتند و وصیت ایشان این بود که پیکر نوه‌ی پیامبر در جوار ایشان به خاک سپرده شود؛ اما با مخالفت مروان بن حکم و دیگرانی، این امر محقق نشد و در ادامه مزار با سنگ مرمر پوشانده شد. در دوران حکومت عثمانیان نیز صندوقی در بالای سر پیامبر قرار می‌دهند که ردای ایشان با دو قرآن خطی یکی متعلق به خلیفه‌ی سوم و دیگری به خط حضرت علی (ع) در آن قرار داشته است.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:46 ق.ظ




همیشه رسم بوده است که انسان ها به داشته های خود افتخار کنند، حال بیایید با الهام از آیات الهی و عمل کردن به توصیه های طلایی قرآن کریم برای یک بار هم که شده به نداشته های خود افتخار کنیم .


ثروت

در دنیای پیرامون ما افراد می خواهند با سرمایه های مختلفی که در اختیار دارند خود را همیشه بالاتر و برتر از دیگران نشان دهند و برای همین عده ای برای برتر نشان دادن خود به سراغ خانه های مجلل می رود و عده ای دیگر به سراغ اتومبیل های گران قیمت و همین طور هر کسی دست به دامن چیزی می شود تا خود را از دیگران بالاتر نشان دهد، به همین جهت خداوند متعال در آیات الهی هنگامی که به تعریف دنیا می پردازد آن را به این شکل معرفی می کند :

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد: بدانید كه زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشىِ شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است.)(الحدید:20)

و با این تعریف جامع از دنیا ، به مراحل پنج گانه زندگی انسان ها یعنی؛ غفلت، سرگرمى، تجمّل، تفاخر و تکاثر اشاره می کند که فخر فروشی بر دیگران به وسیله سرمایه هایی که در اختیار داریم در مرحله چهارم از این پنج مرحله قرار دارد، مرحله ای که بعد از دواران جوانی قرار دارد و انسان ها در آن مرحله به درجه ای می رسند که خواهان فخر فروشی و حس خود برتربینی بر دیگران هستند.

یکی دیگر از وسائلی که می تواند در انسان این حس مذموم را پدید بیاورد نماز و روزه و عبادت هایی است که در طول سال و مخصوصا در ماه مبارک رمضان انجام می دهیم که ممکن است با انجام این عبادات این تفکر در ذهن ما خطور کند که من از بقیه برتر هستم، چرا که یک ماه روزه گرفتم و توانسته ام به مقام قرب الهی برسم .

امام صادق نیز در مورد این گناهان کوچک که قرآن کریم از آنها به (اللمم ) تعبیر می کند این چنین می فرماید : (اَلْلَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللّهَ مِنْهُ: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهى رود، سپس از آن استغفار کند

برای بررسی این احساس در آخرین روزهای ماه میهمانی خداوند، آیات جزء بیست و هفتم قرآن مجید را محور بحث قرار داده ایم تا با منطق قرآن کریم در این زمینه بیشتر آشنا شویم:

(الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فی‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاری ها - جز لغزش هاى كوچك- خوددارى مى‏ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ ‏آمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمین پدید آورد و از همان‏گاه كه در شكم هاى مادرانتان [در زهدان‏] نهفته بودید به [حال‏] شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشمارید. او به [حال‏] كسى كه پرهیزگارى نموده داناتر است.)(النجم: 32)

خداوند متعال در این آیه شریفه سخن از انسان های نیکوکاری به میان می آورد که از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار هستند، ویژگی هایی که هر کدام از آنها  می تواند انسان را در زمره این افراد قرار دهد .

اولین ویژگی این افراد این است که همیشه سعی می کنند در زندگی سدی بین خود و گناهان بزرگ بسازند تا مبادا در وادی زشتی ها و پلیدی ها خود را آلوده کنند، اما از آنجایی که هر فردی جایز الخطا است این افراد ممکن است در زندگی دست به اشتباهات کوچکی بزنند، ولی خصوصیت ویژه این افراد این است که به سرعت در مقام جبران این اشتباهات بر می آیند چنانچه قرآن کریم می فرماید:

(وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ...: و آنان كه چون كار زشتى كنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند.(آل‏عمران:  135)

در مورد خودستایی امام باقر علیه السلام در حدیثی این گونه می فرمایند: (لایَفْتَخِرُ أَحَدُکُمْ بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِیامِهِ وَ زَکاتِهِ وَ نُسُکِهِ، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: «هیچ کس از شما نباید به فزونى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند; زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر مى شناسد

چنانچه امام صادق علیه السلام نیز در مورد این گناهان کوچک که قرآن کریم از آنها به (اللمم ) تعبیر می کند این چنین می فرماید:

(اَلْلَّمَمُ الرَّجُلُ یُلِمُّ بِالذَّنْبِ فَیَسْتَغْفِرُ اللّهَ مِنْهُ: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهى رود، سپس از آن استغفار کند.(( کافى، ج 2،  صفحه 320)

خصوصیت دیگری که خداوند متعال در مورد این افراد که به نیکوکاران معروف هستند بیان می کند این است که هیچ گاه در صدد خودستایی و تعریف کردن از خود بر نمی آیند و به همین جهت خداوند متعال به همگان توصیه می کند که از این صفت زشت و پلید در زندگی خود دوری کنید چرا که چنانچه در برخی از کتب تفسیری نقل شده است، بعضی بعد از مقداری عبادت و روزه گرفتن شروع به تعریف از خود کردند و به عبارتی دیگر این حس خود برتر بینی در آنها شکوفا شد که خداوند متعال با نزول این آیه شریفه آنها را از این عمل زشت منع کرد. (روح المعانى ج 7، ص 55)

در مورد خودستایی امام باقر علیه السلام در حدیثی این گونه می فرمایند:

(لایَفْتَخِرُ أَحَدُکُمْ بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِیامِهِ وَ زَکاتِهِ وَ نُسُکِهِ، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: «هیچ کس از شما نباید به فزونى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند; زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر مى شناسد.)(نور الثقلین، ج 5، ص 165)

و در آخر این که همیشه رسم بوده است که انسان ها به داشته های خود افتخار کنند، حال بیایید با الهام از این آیات الهی و عمل کردن به توصیه هایی طلایی قرآن کریم برای یک بار هم که شده به نداشته های خود افتخار کنیم .

به خود ببالیم که صفت خودستایی در وجود ما راهی ندارد، آن وقت است که مردم با چشم دیگری به ما نگاه می کنند و بیشتر از گذشته به ما ابراز عشق و علاقه می کنند، پس هرگز از خودتان تعریف و تمجید نکنید، بگذارید صفات خوب شما به وسیله دیگران در جامعه منتشر شود.





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:46 ق.ظ



واقعیات شگفت‌انگیز در قرآن

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/25-5-1391/IMAGE634806266340999948.jpg

آیا همه این شگفتی ها و اسرار موجود در کلملت و آیات اتفاقی است؟

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم 24 مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی 24=24.
با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

به هر لفظ و کلمه ای که دربرابر آن آماده است دقت فرمایید:

دنیا 115 / آخرت 115
ملائک 88 / شیطان 88
زندگی 145 / مرگ 145
سود 50 / زیان 50
ملت (مردم) 50 / پیامبران 50
ابلیس 11 / پناه جستن از شر ابلیس 11
مصیبت 75 / شکر 75
صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣
فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧
مسلمین 41 / جهاد 4١
طلا 8 / زندگی راحت ٨
جادو 6٠ / فتنه 6٠
زکات ٣٢ / برکت ٣٢
ذهن 4٩ / نور 4٩
زبان ٢5 / موعظه (گفتار، اندرز) ٢5
آرزو ٨ / ترس ٨
آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨
سختی ١١4 / صبر١١4
محمد (صلوات الله علیه) 4 / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) 4
مرد ٢4 / زن ٢4
همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:
نماز5، ماه ١٢، روز ٣65
دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣
دریا + خشکی = 45=13+32
دریا = 11111/71= 100 × 45/3
خشکی = % 88888889/28 = 100 × 45/13
دریا + خشکی = % 00/100
دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 111/71% و خشکی 889/28 % از کره زمین را فراگرفته است.
آیا همه اینها اتفاقی است؟
به گزارش شفقنا سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند و خطاب به پیامبر عظیم الشأن می فرماید :

و انزل علیک الکتاب و الحکمه و علّمک ما لم تکن تعلم و کان فضل الله علیک عظیما )(نساء 311)
و خدا به تو این کتاب و مقام حکمت و نبوت را اعطا کرد و آنچه را که نمی دانستی تو را بیاموخت که خدا را با تو لطف عظیم است.

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله):
" قرآن بخوانید بدرستی که خداوند تعالی قلبی را که قرآن درآن جای دارد عذاب نمیکند".




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:43 ق.ظ



بسمه تعالی

اول - روزه گرفتن
دوم - دفع كردن غیبت از مسلمان
سوم - خوشرفتارى با مردم
چهارم - لباس دادن به مومن
پنجم - گریه كردن از ترس خدا
ششم - دو ركعت نماز در خلوت بجا آوردن
هفتم - چهل روز نماز را با جماعت خواندن
هشتم - زیارت حضرت رضا علیه السلام
نهم - خوردن آنچه از طعام كه بر زمین ریخته




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:43 ق.ظ



هر كه در شب جمعه ده مرتبه این دعا را بخواند نوشته شود در نامه عمل او هزار هزار حسنه و محو شود هزار هزار سیئه و بلند شود در بهشت براى او هزار هزار درجه و جنات احدیت . سه مرتبه فرماید كه : نیستم خداى او اگر او را نیامرزم و در درجه حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام باشد. دعا این است :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا دائم الفضل على البریه یا باسط الیدین بالعطیه ، یا صاحب المواهب السنیه صل على محمد و آله ، خیر الورى سجیه ، و اغفرلنا یا ذا العلى فى هذه العشیه .

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:41 ق.ظ




 re144.jpg

 

پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را خدمت تمامی روزه داران عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم .

 

از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث ‏بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :



1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .



2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.



3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اکبر الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا " گفته شود.



4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته وهو عندک فی کتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از ‏شیخ آمده که: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید" یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی کل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندک فی کتاب مبین." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.



5- زیارت امام حسین علیه السلام که فضیلت ‏بسیار دارد.



6- ده مرتبه ذکر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." که از اعمال شب جمعه است، گفته شود.



7- ده رکعت نماز که در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."



8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو رکعت نماز بجا آورد، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یک مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی کذا و کذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این دو رکعت را به این کیفیت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى که جانم به دست قدرت او است هر که این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر به عدد ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل کرده‏اند:

 

" یاالله یاالله یاالله یا رحمان یاالله یا رحیم یاالله یا ملک یاالله یا قدوس یاالله یا سلام یاالله یا مؤمن یاالله یا مهیمن یاالله یا عزیز یاالله یا جبار یا الله یا متکبر یاالله یا خالق یاالله یا بارئ یاالله یا مصور یاالله یا عالم یاالله یا عظیم یاالله یا علیم یاالله یا کریم یاالله یا حلیم یاالله یا حکیم یاالله یا سمیع یاالله یا بصیر یاالله یا قریب یاالله یا مجیب یاالله یا جواد یاالله یا ماجد یاالله یا ملی یاالله یا وفی یاالله یا مولى یاالله یا قاضی یاالله یا سریع یاالله یا شدید یاالله یا رئوف یاالله یا رقیب یاالله یا مجید یاالله یا حفیظ یاالله یا محیط یاالله یا سیدالسادات یاالله یا اول یاالله یا آخر یاالله یا ظاهر یاالله یا باطن یاالله یا فاخر یاالله یا قاهر یا الله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا ودود یاالله یا نور یاالله یا رافع یاالله یا مانع یاالله یا دافع یاالله یا فاتح یاالله یا نفاح [نفاع] یاالله یا جلیل یاالله یا جمیل یاالله یا شهید یاالله یا شاهد یاالله یا مغیث ‏یاالله یا حبیب یاالله یا فاطر یاالله یا مطهر یاالله یا ملک یاالله یا مقتدر یاالله یا قابض یاالله یا باسط یاالله یا محیی یاالله یا ممیت ‏یاالله یا باعث‏ یاالله یا وارث یاالله یا معطی یاالله یا مفضل یاالله یا منعم یاالله یا حق یاالله یا مبین یاالله یا طیب یاالله یا محسن یاالله یا مجمل یاالله یا مبدئ یاالله یا معید یاالله یا بارئ یاالله یا بدیع یاالله یا هادی یاالله یا کافی یاالله یا شافی یاالله یا علی یاالله یاعظیم یاالله یا حنان یاالله یا منان یاالله یا ذاالطول یاالله یا متعالی یاالله یا عدل یاالله یا ذاالمعارج یاالله یا صادق یاالله یا صدوق یاالله یا دیان یاالله یا باقی یاالله یا واقی یاالله یا ذاالجلال یاالله یا ذاالاکرام یاالله یا محمود یاالله یا معبود یاالله یا صانع یاالله یا معین یاالله یا مکون یاالله یا فعال یاالله یا لطیف یاالله یا غفور یاالله یا شکور یاالله یا نور یاالله یا قدیر یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله اسالک ان تصلی على محمد و آل محمد و تمن علی برضاک و تعفو عنی بحلمک و توسع علی من رزقک الحلال الطیب من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدک لیس لی احد سواک ولا احد اساله غیرک یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم.



پس به سجده مى‏روى و مى‏گویى: یاالله یاالله یاالله یا رب یا رب یا رب یا منزل البرکات بک تنزل کل حاجة اسالک بکل اسم فی مخزون الغیب عندک والاسماء المشهورات عندک المکتوبة على سرادق عرشک ان تصلی على محمد وآل محمد وان تقبل منی شهررمضان و تکتبنی من الوافدین الى بیتک الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب کنوزک یا رحمان."



9- چهارده رکعت نماز اقامه کند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر رکعت بعد از حمد، یک بار آیةالکرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر رکعت، ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.



10- شیخ در مصباح فرموده که در آخر شب غسل کن و بر سجاده خود تا طلوع فجر بنشین و عبادت کن.




اعمال روز عید


1- بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شب عید ذکر شد، گفته شود.



2- پرداخت زکات فطره پیش از نماز عید.



4- انجام غسل روز عید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نماز عید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بک و تصدیقا بکتابک واتباع سنة نبیک محمد صلى الله علیه و آله." و پس از غسل بگو:" اللهم اجعله کفارة لذنوبی و طهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."



5- برای اقامه نماز عید لباس نیکو پوشیده و از عطر استفاده نمایید.



6- پیش از نماز عید، در اول روز افطار کنى. و بهتر آن است که به خرما یا به شیرینى باشد. و شیخ مفید فرموده مستحب است خوردن مقدار کمى از تربت‏ سیدالشهداء علیه السلام که براى هر دردى شفا است.



7- قبل از خروج از منزل برای نماز عید، دعایی را که از امام باقر علیه السلام روایت شده را بخوانی: " اللهم من تهیا فی هذاالیوم او تعبا او اعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطایاه فان الیک یا سیدی تهیئتی و تعبئتی و اعدادی و استعدادی رجاء رفدک و جوائزک و نوافلک و فواضلک و فضائلک و عطایاک و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیک محمد صلوات الله علیه و على آله و لم افد الیک الیوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولکن اتیتک خاضعا مقرا بذنوبی و اسائتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفرالذنوب العظام الا انت ‏یا لا اله الا انت ‏یا ارحم الراحمین."



8- اقامه نماز عید.



9- زیارت امام حسین علیه السلام.



10- دعاى ندبه خوانده شود. سید بن طاوس فرموده که چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید:" اعوذ بک من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى وعطشانها لا یروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگوید:" الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی وتعفیری لک بغیرمن منی علیک بل لک المن علی" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگوید: " ارحم من اساء واقترف واستکان واعترف" پس به حال سجده شود و بگوید:" ان کنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک یا کریم " پس از آن صد بار بگوید: العفو العفو.





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 27 مرداد 1391-11:37 ق.ظ



نکته جالب دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى‏ اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ...» این است که جلوه تام و تمام هر آنچه در این دعای شریف آمده در دولت کریمه و آن عدل منتظر(عج) جلوه‌گر خواهد شد.



http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/04/27/13910427000023_PhotoA.jpg

  یکی از اعمال ماه رمضان خواندن دعای «اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى‏ اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ...» بعد از هر نماز واجب است، مرحوم ابوالقاسم لطیف‌زاده در کتاب «انتظار در بهار قرآن» به شرح فرازهای این دعا با رویکرد مهدویت پرداخته است که در پی می‌آید:

در روایتی از نبی مکرم اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: «هر کس این دعا را در ماه مبارک رمضان بعد از هر نماز واجبی بخواند، حق تعالی گناهان او را تا روز قیامت بیامرزد»، حال جای این سؤال است چرا مضامین این دعا تاکنون به استجابت نرسیده است؟ نکته جالب و قابل توجه اینکه با دقت و تأمل در بسیاری از روایات عصر ظهور متوجه خواهیم شد که تمام این خواسته‌ها و آرمان‌های والای انسانی و اهداف متعالی در دولت کریمه و آن عدل منتظر (عج) محقق خواهد شد و جلوه تام و تمام هر آنچه در این دعای شریف آمده در دولت مهدی امت جلوه‌گر خواهد شد.

«اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى‏ اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ»

امام صادق (ع) در مورد شادی و مسرت مؤمنانی که سال‌های زیادی انتظار ظهور قائم (عج) را کشیدند و از دنیا رفتند، می‌فرمایند: «گویا قائم را بر پشت کوفه می‌بینیم در حالی که زره رسول الله (ص) را پوشیده ... و در آن حال هیچ مومنی در قبر نمی‌ماند، مگر اینکه داخل می‌شود شادی و سرور در قبر او و این در حالی است که آن‌ها در قبر به دیدار هم می‌شتابند و قیام آن حضرت را به یکدیگر مژده می‌دهند».

«اَللَّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ»

ریشه ‌کن شدن فقیر و برپایی رفاه اقتصادی و رفع همه نیازها جز در سایه اکسیر عدالت ممکن نخواهد بود، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «در زمان او مردم به نعمت‌هایی دست می‌یابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند»، امام محمدباقر (ع) می‌فرمایند: «امام مهدی (ع) در سال دو بار به مردم مال و عطایا بخشید و در ماه دو بار امور معیشت به آنان دهد». قطعاً این برکات آسمانی و زمینی و بخشش‌های حضرت نتیجه مساوات و عدلی است که او برقرار خواهد کرد و در نهایت منجر به رفع فقر و بی‌نیازی در جامعه می‌شود.

«اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جایِعٍ»

او می‌آید و گرسنگان، طعم تلخ گرسنگی را فراموش خواهند کرد و بینوایان به نوایی می‌رسند و طعم غذا را به آنان می‌چشاند چنانچه پیامبر اسلام (ص) در این باره می‌فرماید: «به بینوایان طعم کره (غذا) را می‌چشاند»، در عصری که ثروت از دست طبقه خاص (ثروت اندوزان و غارتگران اموال عمومی) خارج شود و ثروت‌های جامعه در سیر نیازهای عمومی آن مصرف شود، آیا می‌توان تصور کرد فردی گرسنه بماند؟

«اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ»

در پرتو حمایت حاکمیت قرآنی و سیره محمدی (ع) و علوی (ع) امام مهدی (عج) با اجرای اصل عدالت اجتماعی که سیره انکار ناپذیر آن امام بزرگ است، تمام نابسامانی‌ها سامان می‌یابد و نیازها برآورده می‌شود و رفاه و آسایش بر تمام بخش‌ها و زوایای زندگی بشری پرتو می‌افکند و حتی دیگر برهنه‌ای در جامعه وجود نخواهد داشت.

امام علی (ع) می‌فرماید: «بدانید اگر شما از قیام‌گر مشرق (امام مهدی (ع) پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورد ... تا از رنج طلب و ظلم (راه دستیابی به امور زندگی) ‌آسوده شوید و بار سنگینی زندگی را از شانه‌هایتان بر زمین نهد»، در دولتی کریمانه که رهبری بخشنده چون مهدی (ع) داشته باشد برهنگی از دامان جامعه رخت خواهد بست، زیرا در روایات بذل و بخشش‌های بی‌کران امام زمان (ع) بسیار تأکید شده است. که به نمونه‌ای از آن اشاره می‌شود: «مهدی بخشنده‌ای است که مال را به وفور می‌بخشد».

«اَللّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ»

او قرض مقروضین و همه بدهکاران را ادا خواهد کرد، حضرت علی (ع) می‌فرماید: «(در آن روز) بدهکاری نمی‌ماند، مگر اینکه بدهی او پرداخت شود (به وسیله حضرت) مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی‌ماند، جز اینکه به صاحب حق بازگردانده می‌شود، کسی کشته نمی‌شود، مگر اینکه دیه او را می‌پردازد و هیچ کس به قتل نمی‌رسد، مگر اینکه بدهی‌های او را می‌پردازد و خانواده‌اش را چون دیگر افراد اداره می‌کند (و نام خانواده‌اش را در بخش عطایا مقرر می‌کند)»

«اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ»

اوست که با عنایات خداوند قادر متعال غم و اندوه را از دل‌های شیعیان رفع و بلایا و گرفتاری‌ها را از جامعه شیعیان رفع می‌کند، پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «خداوند به وسیله مهدی (ع) از امت رفع گرفتاری می‌کند» و امام صادق (ع) نیز می‌فرمایند: «او برطرف کننده رنج‌ها و اندوه‌ها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت و بلایی طولانی و ستمی جانکاه، خوشا به حال آنان که آن زمان را درک کنند».

نکته قابل توجه اینکه حتی در (عصر غیبت) نیز آن حضرت (ع) عنایتی خاص به وضعیت شیعیان و گرفتاری آنان دارند که این مطلب در توقیعی که از طرف آن حضرت برای شیخ مفید صادر شده، بیان شده است: «ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌کردند».

«اَللّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَریبٍ»

او که طعم تلخ غربت را چشیده است، با اتکال به قدرت لایزال الهی غربا را به وطن‌هایشان باز می‌گرداند، غریبی که نزدیک به دوازده قرن است در پس پرده غیبت و در اوج غربت به سر می‌برد و علی‌رغم علاقه شدید به وطن خویش یعنی مدینه منوره، برای نجات از شر دشمنان به امر پدر بزرگوارشان باید در دورترین و مخفی‌ترین مکان‌ها سکنی گزیند، خود آن حضرت (ع) سفارش پدر را چنین بیان می‌فرماید: «به درستی که پدرم (امام حسن عسکری (ع)) با من عهد کرد که وطنی از زمین جز مخفی‌ترین و دورترین جای آن برنگیرم...»، یکی از دعاهای آن حضرت این است که: «خدایا بر غریبان، مومنین و مومنات بازگشت به وطن خود را در حال سلامتی و تندرستی و بهره‌وری عنایت فرما».

«اَللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ»

رسول گرامی اسلامی (ص) در روایتی می‌فرماید: «خداوند مردی از بهترین فرزندان و پاک‌ترین عترت من بر می‌انگیزد که سرا پا عدل و برکت و پاکی است که ... به وسیله او (مهد (ع)) همه اسیران اسلامی را در هر کجا باشند آزاد می‌سازند» و از دعاهای حضرت مهدی (ع) این است که: «(خداوندا) بر همه اسیران خلاصی و آسودگی عنایت فرما»

«اَللّهُمَّ اَصْلِحْ کُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ»

پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «خداوند به وسیله حضرت مهدی (ع) این امت را پس از آن‌که تباه شده‌اند، اصلاح می‌کند» و در روایت دیگری می‌فرمایند: «روابط نامشروع، مشروبات الکلی و رباخواری از بین می‌رود، مردم به عبادات و اطلاعت روی می‌آورند و امانت‌ها را به خوبی رعایت می‌کنند، اشرار مردم نابود می‌شوند و افراد صالح باقی می‌‌مانند».

لذا در دعای ندبه خطاب به آن حضرت می‌گوییم: «کجاست در هم شکننده شوکت متجاوزان، کجاست ویران کننده بناهای شرکت و نفاق، کجاست نابودکننده اهل فسوق و نادرستی و معصیت و سرکشی ...»

«اَللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ»

امام حسین (ع) می‌فرمایند: «هیچ نابینا، زمین گیر و دردمندی بر روی زمین نمی‌‌ماند، مگر آنکه خداوند درد او را بر طرف می‌سازد»، امام باقر (ع) هم در توصیف آن دوران می‌فرمایند: «هر کسی قائم اهل بیت ما را درک کند، اگر به بیماری دچار باشد، شفا می‌یابد و چنان‌چه دچار ضعف و ناتوانی باشد، توانا و نیرومند می‌شود»، حضرت مهدی (عج) در این عصر و زمان نیز دست به دعا برداشته و از خداوند متعال درخواست می‌کند: «خداوندا به بیماران مومنین و مؤمنات شفا و سلامتی، عنایت فرما».

«اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناکَ»

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «زمانی که حضرت مهدی (عج) قیام کند، خداوند غنا و بی‌نیازی را در دل بندگانش می‌‌نهد، به گونه‌ای که حضرت اعلام می‌کند، هر کس به مال و ثروت نیاز دارد، پیش آید، ولی هیچ کس پیش قدم نمی‌شود».

در روایت دیگری آمده است: «زمانی که مهدی (عج) قیام کند، خداوند در دل‌های بندگان بی‌نیازی افکند»، تعبیر به «قلوب العباد» در روایت یعنی این غنا و بی‌نیازی شامل طبقه و یا گروه خاصی نمی‌شود، بلکه همه بندگان را شامل خواهد شد، همچنین از دعاهای آن امام رئوف این است: «(پروردگارا) به مردان و زنان مومن فقیر بی‌نیازی و ثروتمندی عنایت فرما.»

«اَللّهُمَ‏غَیِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ»

چه روزی بدحالی‌ها به خوشحالی تبدیل خواهد شد؟ این سؤالی است که بسیاری از افراد به دنبال پاسخ آن هستند، ولی با رجوع به فطرت خدایی انسان به این پاسخ خواهیم رسید، آن روزی بدحالی‌ها به خوشحالی مبدل خواهد شد که: ظلم و ستم، حرص و طمع، بغض و کینه و تمام صفت‌های زشت از جامعه رخت بربندد و اختلافات مرتفع شود، روزی که صفا و صمیمیت و امنیت و آرامش بر جامعه‌ها حاکم شود...

آری فضائل و کمالات در دولت ولی عصر (عج) تجلی عینی پیدا خواهد کرد، امیرمؤمنان (ع) می‌فرمایند: «اگر قائم ما قیام کند ... کینه‌ها از سینه‌ها بیرون می‌رود»، امام محمد باقر (ع) می‌فرمایند: «هنگامی که قائم ما قیام کند، دوستی واقعی و صمیمیت حقیقی پیاده شود، کسی که نیازی داشته باشد، سر جیب برادر ایمانی‌اش رود و نیاز خود را برمی‌دارد و او هم مانعش نشود».

«اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ»

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «اولین چیزی که از عدالت حضرت مهدی (عج) ظاهر می‌شود، این است که در سرتاسر جهان اعلام می‌شود؛ هر کس از شیعیان ما طلبکار است، یادآوری کند... اگر کسی حتی به مقدار یک دانه سیر و یا عدد خردل طلبکار باشد، به او عطا می‌کند»، عاشقان امام مهدی(ع) باید توجه داشته باشند، وقتی که آن حضرت تا این حد نسبت به ادای دیون و بدهکاری‌های ما اهتمام دارند، ما نیز نسبت به آن حضرت بدهکاریم که باید از خداوند کمک بخواهیم آن‌ها را ادا کنیم.

«وَاَغْنِنا مِنَ‏ الْفَقْرِ»

امام کاظم (ع) می‌فرماید: «اگر عدالت برقرار شده بود، مردم بی‌نیاز شده بودند»، در پرتو عنایات الهی و در سایه عدل مهدوی است که این مهم به منصه ظهور خواهد رسید و جلوه‌گر می‌شود، پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «(در آن زمان) مردم به دنبال کسی هستند که زکاتشان را بپردازند، ولی کسی را نمی‌یابند که آن را بپذیرد، زیرا همه مردم از فضل خدا بی‌نیاز می‌شوند (روح غنا در آن‌ها به وجود خواهد آمد»)، شایسته است در این ماه مبارک از خداوند بخواهیم که فقر معرفتی ما را نسبت به مولایمان برطرف کند و ما را در شناخت امام زمانمان و آشنایی با وظایفمان نسبت به آن حضرت کمک کند.

«اِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَى‏ءٍ قَدیرٌ»

امام حسن مجتبی (ع) می‌فرماید: «پس خداوند با قدرت خود او را در صورت جوانی که کمتر از چهل سال دارد ظاهر می‌سازد تا بدانند که خداوند بر هر کاری تواناست»، آری کنار رفتن پرده غیبت و ظاهر شدن آخرین ذخیره‌ الهی و آخرین خورشید عالمتاب آسمان ولایت و امامت به اذن و اراده اوست و دعاهای ما نیز بی‌تأثیر نبوده و نیست همان طور که خود آن وجود نازنین ما را امر به دعا برای تعجیل فرجش کرده است: «برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید.»

خود حضرت نیز برای فرج دعا می‌کند، محمد بن عثمان دومین سفیر آن حضرت نقل می‌کند: «آن حضرت را برای آخرین بار در مکه کنار خانه خدا دیدم که دست به دعا برداشته و عرضه می‌دارد «اَللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتَنِی»، بار خدایا آنچه به من وعده کرده‌ای، انجام بده».




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 16 تیر 1391-06:24 ب.ظ




صدق و صداقت از بر جسته ترین کلید واژه های اخلاقی است که فضائل فراوانی بر آن استوار می گردد. چنان که ضدش دروغ و کذب منشأ رذائل گوناگونی خواهد بود که اولی سعادت انسان را رقم میزند و دومی شقاوت و عذابی دردناک را به همراه خواهد داشت.


صداقت
تعریف لغوی واژه ”‌صدق“:

واژه ”‌صدق“ در واقع لغتی عربی است كه واژه نویسان و لغت شناسان آن را از ماده ”‌صدق“ دانسته اند. جناب مصطفوی (ره) درباره این واژه گوید: «هو التمامیه و الصحه من الخلاف و الکون علی حقّ. و هذا المعنی یختلف باختلاف الموارد.»(1)  صدق همان تمامیت و سلامت از خلاف و استوار بر حق بودن است.

 

ویژگی صدق:

ما بر این اعتقادیم که صدق و صداقت از بر جسته ترین کلید واژه های اخلاقی است که فضائل فراوانی بر آن استوار می گردد. چنان که ضدش دروغ و کذب منشأ رذائل گوناگونی خواهد بود که اولی سعادت انسان را رقم میزند و دومی شقاوت و عذابی دردناک را به همراه خواهد داشت.

دیگر این که دستیابی به آن سخت و طاقت فرسا است. تا آن جا که بزرگانی چون سید محمد کاظم قزوینی (رض) می فرموده: «الصدیق کاد أن لا یوجد.»(2) نزدیک است که شخص راستگو یافت نگردد.

واژه ”‌‌صدق“ در واقع لغتی عربی است كه واژه نویسان و لغت شناسان آن را از ماده ”‌‌صدق“ دانسته اند. جناب مصطفوی (ره) درباره این واژه گوید: «هو التمامیه و الصحه من الخلاف و الکون علی حقّ. و هذا المعنی یختلف باختلاف الموارد. صدق همان تمامیت و سلامت از خلاف و استوار بر حق بودن است

صدیّق در قرآن:

صیغه مبالغه صدق، صدیقه است که در قرآن کریم به طور خاص بیش از هفت مرتبه به کار رفته است.

”‌وَ مَن یُطِعِ اللهَ وَ الَّرسُولَ فَاوُلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنَعمَ اللهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِییِّنَ وَ الصِّدِّیقینَ“،(3)

”‌اَلَّذیِنَ آمَنوُا بِاللهِ وَ رُسُلِهِ اوُلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقوُنَ“، (4)

”‌و امُّهُ صِدِّیقَهٌ“، (5)

”‌وَ اذکُر فیِ الکِتابِ اِبراهیِمَ، إنََّهُ کَانَ صِدّیِقاً نَبِیاً“،(6)

«وَ اذکُر فیِ الکِتابِ ادریسَ، إنََّهُ کَانَ صِدّیِقاً نَبِیاً“(7) 

 

پیام ها:

الف - اطاعت الهی عامل رسیدن به مقام صدیقین و هم نشینی با انبیاء و شهداء است.

ب - ایمان به خدا و رسول خود از صدیقین شدن است.

ج - ادریس، ابراهیم و مریم از صدیقین اند.

 

پی نوشت ها :

1. حسن المصطفوی، التحقیق؛ فی کلمات القرآن الکریم؛ یحث عن الاصل الواحد فی کل کلمه، و تطوره، و تطبیقه علی مختلف موارد الاستعمال فی کلماته تعالی، طهران: مرکز نشر آثار العلامه المصطفوی، 1385، ج 6، ص 260.      

2. یکی از فضلای حوزه علمیه قم به نام حجت الاسلام و المسلمین ثقفی (زید عزه) که از بستگان همسر امام راحل (ره) و در همسایگی ما در قم هستند می گفتند که من از خود ایشان این عبارت را شنیده ام. اینک مقبره جناب قزوینی (ره) در زینبیه مقابل مسجد فاطمیه قم است.  

3. سوره مباركه نساء، آیه شریفه 69.  

4. سوره مباركه حدید، آیه شریفه 19. 

5. سوره مباركه مائده، آیه شریفه 75. 

6. سوره مباركه مریم، آیه شریفه 41. 

7. سوره مبارکه مریم، آیه شریفه 56.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 16 تیر 1391-06:23 ب.ظ



253218104110619214512677741654322515186135.jpg


ابوالحسن بن ابی البغل كاتب می گوید:

از طرف " ابی منصور بن صالحان" مسئول انجام كاری شدم. اما در طی انجام مسئولیت قصوری از من سر زد، آنچنان كه او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متواری و مخفی شدم و او در جستجوی من بود.



در یكی از شبهای جمعه به طرف مقابر قریش- مرقد امام كاظم (ع) و امام جواد(ع)- برای عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانی و طوفانی بود. به خادم حرم مطهر كه " ابا جعفر" نام داشت گفتم: درهای حرم مطهر را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم. زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممكن است كسی قصد سویی نسبت به من داشته باشد.



او نیز قبول كرد و درها را بست.



نیمه شب ، در حالی كه باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ كس در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم كه ناگاه صدای پایی از طرف قبر شریف امام موسی بن جعفر (ع) به گوشم رسید.

مردی را دیدم كه مشغول زیارت حضرت امام كاظم(ع) است. او ابتدا بر حضرت آدم(ع) و انبیاء عظام(ع) درود فرستاد، آنگاه یك یك ائمه معصومین (ع) را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجت بن الحسن (ع) رسید اما نام ایشان را ذكر نكرد.



من تعجب كردم و با خود گفتم: شاید نام حضرت را فراموش كرد، یا امام (ع) را نمی شناسد، و یا اصلاً به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگری دارد.



وقتی زیارتش به پایان رسید دو ركعت نماز خواند و متوجه قبر مطهر امام جواد(ع) شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو ركعت نماز خواند.



من ترسیدم، زیرا او را نمی شناختم، او جوانی بود در هیئت مردی كامل و پیراهنی سفید بر تن و عمامه ای بر سر داشت كه انتهای آن را از زیر گلو گذرانده بود، همچنین شالی به كمر بسته و عبایی بر دوش انداخته بود، پس از نماز به من فرمود:



ای ابوالحسن بن ابی البغل! با دعای فرج چقدر آشنایی ؟

گفتم: آقای من! كدام دعا؟


فرمود: دو ركعت نماز بخوان و بگو:


" یا مَن اَظهَر الجَمیل وَ سَتَرالقَبیح، یا مَن لَم یؤاخَذ بِالجَریرَةِ وَ لَم یهتِكِ السِتر ، یا عَظیم المَنِّ ، یا كرَیم الصَّفح یا حَسنِ التَّجاوُز، یا واسِعَ المَغفِرةِ، یا باسِطَ الیدینِ بِالرَحمَة، یا مُنتَهی كُلِ نَجوی، وَ یاغایةِ كُل شَكوی، یا عَونِ كُلِ مُستَعینٍ، یا مُبتَدِئاَ بِالنِعَم قَبلَ استِحقاقِها.

سپس بگو:

یا رَبّاهُ ( ده مرتبه) یا سَیداهُ( ده مرتبه) یا مَولاه( ده مرتبه ) یا غایتاه( ده مرتبه) یا مُنتَهی غایةِ رَغبَتاه( ده مرتبه) اَسأَلُكَ بِحَقّ هذِهِ الأَسماءِ وَ بِحَقِّ محمّد وَ آلِهِ الطاهِرینَ عَلیهِمُ السَّلام اِلاّ ما كَشَفتَ كَربی وَ نَفَّستَ هَمّی وَ فَرَّجتَ غَمّی وَ اَصلَحتَ حالی .



پس هر حاجتی كه داری از خداوند مسئلت نما. پس از آن گونه راست صورتت را بر زمین بگذار و صد بار بگو:" ادركنی" [ و پس از صد بار این ذكر را] بسیار تكرار كن.



سپس به اندازه یك نفس بگو" الغوث الغوث الغوث..."



آنگاه سر از سجده بردار كه ان شاءالله خداوند حاجتت را برآورده خواهد نمود. "



وقتی من مشغول نماز و دعا شدم، آن شخص خارج شد. بعد از این كه نماز و دعایم به پایان رسید به طرف ابوجعفر خادم رفتم تا بپرسم این مرد كه بود؟ و چگونه وارد حرم مطهر شده بود؟



وقتی درها را بررسی نمودم دیدم همه درها را بسته و قفل زده بودند. بسیار تعجب كردم، و با خود گفتم: شاید اینجا در دیگری دارد كه من نمی دانم. پیش ابوجعفر رفتم. او داشت از داخل اتاقی كه به عنوان انبار روغن چراغ از آن استفاده می كردند، بیرون می آمد، فوراً به او گفتم: این مرد كه بود؟ چطور توانسته بود  داخل حرم شود؟


ابوجعفر گفت: همانطور كه می بینی درها بسته و قفل زده هستند، من هم كه آن را باز نكرده ام.

من آنچه را كه دیده بودم برای او تعریف كردم.


گفت: او مولایمان صاحب الزمان (ع) است، من بارها ایشان را وقتی حرم خالی است- مثل امشب - دیده ام.


از این كه چه موقعیتی را از دست داده بودم، خیلی ناراحت شدم. وقتی فجر دمید از حرم خارج شدم. به طرف محله" كرخ" رفتم، در این مدت آنجا مخفی شده بودم. هنگامی كه خورشید دمید، عده ای از مامورین صالحان با اصرار از دوستانم سراغ مرا گرفتند، و با خواهش بسیار می خواستند كه مرا ملاقات كنند.



آنها نامه ای هم با خود داشتند كه در آن صالحان نوشته بود كه مرا بخشیده و امان داده است.

آنگاه با یكی از دوستان مورد اعتمادم از مخفی گاه خودم خارج شده و با ابی منصور ملاقات كردم. وقتی مرا دید به پا خاست و بسیار مرا مورد احترام خود قرارداد، و چنان رفتار خوبی از خود نشان داد كه تا حال از او چنین رفتاری را ندیده بودم. آنگاه گفت: آیا آن قدر ناراحت شده بودی كه از من به صاحب الزّمان (ع) شكایت كردی؟



گفتم: من فقط درخواستی ساده و دعایی معمولی كردم.



گفت: چه می گویی؟ دیشب( شب جمعه) بدون مقدمه مولایم صاحب الزمان (ع) را در خواب دیدم، ایشان به من دستور دادند تا با تو به لطف رفتار كنم، و از این ستمی كه برتو كرده بودم مرا مورد مؤاخذه قرار دادند.



گفتم: لا اله الا الله ! گواهی می دهم كه خاندان رسالت و ائمه معصومین (ع) نه تنها بر حق اند ، بلكه خود منتهی درجه حقیقت هستند. من نیز مولایمان (ع) را بدون مقدمه در بیداری دیدم، و به من چنین و چنان فرمودند. و آنچه را كه دیده بودم كاملاً شرح دادم.




او از این داستان بسیار تعجب كرد. پس از آن از ابی منصور بن صالحان كارهای شایسته و بزرگی به سبب این رویداد انجام پذیرفت.





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 16 تیر 1391-06:22 ب.ظ



253218104110619214512677741654322515186135.jpg


ابوالحسن بن ابی البغل كاتب می گوید:

از طرف " ابی منصور بن صالحان" مسئول انجام كاری شدم. اما در طی انجام مسئولیت قصوری از من سر زد، آنچنان كه او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متواری و مخفی شدم و او در جستجوی من بود.



در یكی از شبهای جمعه به طرف مقابر قریش- مرقد امام كاظم (ع) و امام جواد(ع)- برای عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانی و طوفانی بود. به خادم حرم مطهر كه " ابا جعفر" نام داشت گفتم: درهای حرم مطهر را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم. زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممكن است كسی قصد سویی نسبت به من داشته باشد.



او نیز قبول كرد و درها را بست.



نیمه شب ، در حالی كه باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ كس در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم كه ناگاه صدای پایی از طرف قبر شریف امام موسی بن جعفر (ع) به گوشم رسید.

مردی را دیدم كه مشغول زیارت حضرت امام كاظم(ع) است. او ابتدا بر حضرت آدم(ع) و انبیاء عظام(ع) درود فرستاد، آنگاه یك یك ائمه معصومین (ع) را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجت بن الحسن (ع) رسید اما نام ایشان را ذكر نكرد.



من تعجب كردم و با خود گفتم: شاید نام حضرت را فراموش كرد، یا امام (ع) را نمی شناسد، و یا اصلاً به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگری دارد.



وقتی زیارتش به پایان رسید دو ركعت نماز خواند و متوجه قبر مطهر امام جواد(ع) شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو ركعت نماز خواند.



من ترسیدم، زیرا او را نمی شناختم، او جوانی بود در هیئت مردی كامل و پیراهنی سفید بر تن و عمامه ای بر سر داشت كه انتهای آن را از زیر گلو گذرانده بود، همچنین شالی به كمر بسته و عبایی بر دوش انداخته بود، پس از نماز به من فرمود:



ای ابوالحسن بن ابی البغل! با دعای فرج چقدر آشنایی ؟

گفتم: آقای من! كدام دعا؟


فرمود: دو ركعت نماز بخوان و بگو:


" یا مَن اَظهَر الجَمیل وَ سَتَرالقَبیح، یا مَن لَم یؤاخَذ بِالجَریرَةِ وَ لَم یهتِكِ السِتر ، یا عَظیم المَنِّ ، یا كرَیم الصَّفح یا حَسنِ التَّجاوُز، یا واسِعَ المَغفِرةِ، یا باسِطَ الیدینِ بِالرَحمَة، یا مُنتَهی كُلِ نَجوی، وَ یاغایةِ كُل شَكوی، یا عَونِ كُلِ مُستَعینٍ، یا مُبتَدِئاَ بِالنِعَم قَبلَ استِحقاقِها.

سپس بگو:

یا رَبّاهُ ( ده مرتبه) یا سَیداهُ( ده مرتبه) یا مَولاه( ده مرتبه ) یا غایتاه( ده مرتبه) یا مُنتَهی غایةِ رَغبَتاه( ده مرتبه) اَسأَلُكَ بِحَقّ هذِهِ الأَسماءِ وَ بِحَقِّ محمّد وَ آلِهِ الطاهِرینَ عَلیهِمُ السَّلام اِلاّ ما كَشَفتَ كَربی وَ نَفَّستَ هَمّی وَ فَرَّجتَ غَمّی وَ اَصلَحتَ حالی .



پس هر حاجتی كه داری از خداوند مسئلت نما. پس از آن گونه راست صورتت را بر زمین بگذار و صد بار بگو:" ادركنی" [ و پس از صد بار این ذكر را] بسیار تكرار كن.



سپس به اندازه یك نفس بگو" الغوث الغوث الغوث..."



آنگاه سر از سجده بردار كه ان شاءالله خداوند حاجتت را برآورده خواهد نمود. "



وقتی من مشغول نماز و دعا شدم، آن شخص خارج شد. بعد از این كه نماز و دعایم به پایان رسید به طرف ابوجعفر خادم رفتم تا بپرسم این مرد كه بود؟ و چگونه وارد حرم مطهر شده بود؟



وقتی درها را بررسی نمودم دیدم همه درها را بسته و قفل زده بودند. بسیار تعجب كردم، و با خود گفتم: شاید اینجا در دیگری دارد كه من نمی دانم. پیش ابوجعفر رفتم. او داشت از داخل اتاقی كه به عنوان انبار روغن چراغ از آن استفاده می كردند، بیرون می آمد، فوراً به او گفتم: این مرد كه بود؟ چطور توانسته بود  داخل حرم شود؟


ابوجعفر گفت: همانطور كه می بینی درها بسته و قفل زده هستند، من هم كه آن را باز نكرده ام.

من آنچه را كه دیده بودم برای او تعریف كردم.


گفت: او مولایمان صاحب الزمان (ع) است، من بارها ایشان را وقتی حرم خالی است- مثل امشب - دیده ام.


از این كه چه موقعیتی را از دست داده بودم، خیلی ناراحت شدم. وقتی فجر دمید از حرم خارج شدم. به طرف محله" كرخ" رفتم، در این مدت آنجا مخفی شده بودم. هنگامی كه خورشید دمید، عده ای از مامورین صالحان با اصرار از دوستانم سراغ مرا گرفتند، و با خواهش بسیار می خواستند كه مرا ملاقات كنند.



آنها نامه ای هم با خود داشتند كه در آن صالحان نوشته بود كه مرا بخشیده و امان داده است.

آنگاه با یكی از دوستان مورد اعتمادم از مخفی گاه خودم خارج شده و با ابی منصور ملاقات كردم. وقتی مرا دید به پا خاست و بسیار مرا مورد احترام خود قرارداد، و چنان رفتار خوبی از خود نشان داد كه تا حال از او چنین رفتاری را ندیده بودم. آنگاه گفت: آیا آن قدر ناراحت شده بودی كه از من به صاحب الزّمان (ع) شكایت كردی؟



گفتم: من فقط درخواستی ساده و دعایی معمولی كردم.



گفت: چه می گویی؟ دیشب( شب جمعه) بدون مقدمه مولایم صاحب الزمان (ع) را در خواب دیدم، ایشان به من دستور دادند تا با تو به لطف رفتار كنم، و از این ستمی كه برتو كرده بودم مرا مورد مؤاخذه قرار دادند.



گفتم: لا اله الا الله ! گواهی می دهم كه خاندان رسالت و ائمه معصومین (ع) نه تنها بر حق اند ، بلكه خود منتهی درجه حقیقت هستند. من نیز مولایمان (ع) را بدون مقدمه در بیداری دیدم، و به من چنین و چنان فرمودند. و آنچه را كه دیده بودم كاملاً شرح دادم.




او از این داستان بسیار تعجب كرد. پس از آن از ابی منصور بن صالحان كارهای شایسته و بزرگی به سبب این رویداد انجام پذیرفت.





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 2 تیر 1391-05:34 ب.ظ



5115740176129785196169382231424024289.jpg

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ

خدایا از تو خواهم به حق مولود در این روز آن مولودى كه به او وعده شهادت داده شده بود

 

قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّءُ وَ مَنْ فیها وَ الاْرْضُ وَ مَنْ

پیش از اینكه بانگش در این دنیا بلند شود و به دنیا آید آسمانها و هر كه در آنها است و زمین و هركه

 

عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ

بَر آن است برایش گریستند پیش از آنكه قدم در این جهان گذارد كشته اشك و آه و آقاى طائفه بشر آن كس كه در

 

یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفاَّءَ فى

روز رجعت به یارى مدد شده و آنكه پاداش كشته شدنش این بود كه امامان از نسل اویند و درمان در

 

تُرْبَتِهِ و الْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ و الاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ

تربت او است و پیروزى در زمان رجعت با او و اوصیاء از عترت او است پس از حضرت قائم

 

وَ غَیْبَتِهِ حَتّى یُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ

و پس از دوران غیبتش تا اینكه انتقام گیرند و خونها را باز گیرند و خداى جبار را خوشنود سازند

 

وَ یَكُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ

و بهترین یاران دین خدا باشند درود خدا بر ایشان در هر زمان كه رفت و آمد دارد شب و روز

 

اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤ الَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ

خدایا پس به حق ایشان به سوى تو دست نیاز دراز كنم و از تو خواهم خواستن شخص گنه كار اعتراف كننده بدكردار

 

اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ

به نفس خویش از كوتاهی‌هایى كه در امروز و دیروزش كرده و اكنون از تو پناه خواهد تا هنگام رفتن در

 

رَمْسِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَ احْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ

گور خدایا پس درود فرست بر محمد و عترتش و ما را در زمره او محشور گردان

 

وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا

و جاى ده ما را با او در خانه كرامت (بهشت) و جایگاه ماندن همیشگى خدایا چنانچه ما را به شناختنش

 

بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَ ارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَسابِقَتَهُ وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ

گرامى داشتى هم چنان ما را به نزدیك شدن با او گرامى دار و رفاقت و سابقه داشتن با او را روزى ما گردان و بگردان ما

 

یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَیُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِرا از كسانى كه تسلیم دستور اویند و هنگام بردن نامش بسیار بر او درود فرستند و بر همه اوصیاء

 

وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِو خاندان برگزیده اش كه یارى شده اند از جانب تو به عدد دوازده، آن ستارگان درخشان

 

وَ الْحُجَجِ عَلى جَمیعِ الْبَشَرِ اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْیَوْمِ خَیْرَو حجتهاى تو بر تمامى افراد بشر خدایا و ببخش به ما در این روز بهترین

 

مَوْهِبَةٍ وَاَنْجِحْ لَنا فیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَهَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِبخششها را و برآور براى ما در این روز هر خواهشى را چنانچه حسین را به محمد جدش بخشیدى

 

وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُو فُطرس به گهواره حسین علیه السلام پناه برد و ما پناهنده به قبر او هستیم پس از شهادت او بالاى تربتش

 

وَ ننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَآمده و چشم به راه رجعت او هستیم اجابت كن اى پروردگار جهانیان

 

پس مى خوانى بعد از این به دعاى حسین علیه السلام و این آخر دعاى آن حضرت است در روزى كه بسیار شده بود دشمنان او یعنى روز عاشورا

 

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِىُّ َعنِخدایا تویى والا مكان و بزرگ جبروت و سخت نیرو و بى نیاز از

 

الْخَلایِقِ عَریضُ الْكِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِخلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزدیك مهر

 

صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِماراست وعده فراوان نعمت نیكو آزمایش نزدیك هرگاه خوانده شوى محیط به هر چه

 

خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ماآفریده‌اى توبه پذیر براى آن كس كه به سویت توبه كند توانا بر هر چه اراده كنى و بدست آرنده آنچه

 

طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاًبجویى و سپاس پذیر هرگاه سپاس شوى و یاد كنى هنگامى كه یادت كنند مى خوانمت نیازمندانه

 

وَ اَرْغَبُ اِلَیْكَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَیْكَ مَكْرُوباًو فقیرانه به سویت توجه كنم و خائفانه به سویت پناه آرم و از غمزدگى به درگاهت گریه كنم

 

وَ اَسْتَعینُ بِكَ ضَعیفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَیْكَ كافِیاً اُحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِناو بوسیله تو ناتوانانه كمك جویم و توكل كنم بر تو كفایت خواهانه خدایا حكم كن میان ما و میان قوم ما

 

[بِالْحَقِّ] فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُزیرا به حق كه ایشان ما را فریفتند و با ما نیرنگ زدند و دست از یارى ما كشیدند و با ما بى وفایى كرده ما راكشتند با اینكه ما عترت

 

نَبِیِّكَ وَ و َُلَْدُ حَبیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الَّذِى اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُپیمبر تو و فرزند حبیب تو محمد بن عبداللّه هستیم آن (بزرگوارى ) كه او را به رسالت برگزیدى

 

عَلى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَو بر وحى خویش امینش ساختى پس در كار ما گشایش و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

 

مفاتیح الجنان، آیت الله شیخ عباس قمی



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 2 تیر 1391-05:23 ب.ظ



77029217895210762869.jpg


مرحوم مجلسی گوید: در بعضی از نوشته های اصحاب ما (امامیه) دیدم که به صورت مرسل از گروهی صحابه نقل شده که گفته‌اند:

پیامبر خدا وارد منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها شد و فرمود: فاطمه! پدرت امروز مهمان توست.

فاطمه عرض کرد: پدرجان حسن و حسین از من خوردنی می خواهند، چیزی نمی یابم تا بخورند.

سپس پیامبر وارد شد و با علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نشست، فاطمه متحیر بود نمی دانست چه کند.

پیامبر-كه درود خدا برو باد- مدتی به آسمان نگاه کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

پیامبر فرمود: ای علی، ای فاطمه، ای حسن و ای حسین پروردگار عزیز می‌داند که شما گرسنه‌اید، از میوه‌های بهشتی کدام را دوست دارید؟

آنان از روی شرم از پیامبر سکوت کرده، چیزی نگفتند. پس حسین علیه السلام (سکوت را شکسته) و عرض کرد: با اجازه شما! باباجان، و مادرجان، و با اجازه شما، برادرجان ای حسن، من (می خواهم) یکی از میوه های بهشتی را برگزینم.

همگی فرمودند: حسین جان هر چه می خواهی بگو که ما به آنچه تو برای ما برگزینی خرسندیم، حسین عرض کرد: ای رسول خدا به جبرئیل بگو: ما رطب تازه می خواهیم.

پیامبر فرمود: خدا این را می دانست، سپس (رو به فاطمه نموده) فرمود: فاطمه! برخیز و وارد آن اتاق شو و هر چه در آن بود بیاور.

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد، خدای علیّ اعلی سلامت می‌رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته، می‌فرماید: به علی و فاطمه و حسن و حسین -علیهم السلام- بگو از میوه‌های بهشتی چه چیزی را دوست می‌دارند؟

فاطمه علیها السلام وارد شده دید طبقی بلورین با روپوش سبز بهشتی -که در آن رطب تازه است- با آنکه فصلش نبود در آنجا نهاده شده است. (آنرا برداشته نزد پیامبر آورد).

پیامبر-صلوات الله علیه- فرمود: فاطمه جان! این از کجا آمد؟

225135861102231051221402716151137143217211221.jpg

فاطمه همان جواب مریم را (که در قرآن مجید آمده است) داد و عرض کرد: از جانب خداست، همانا خدا هر که را بخواهد بی حساب روزی می دهد.

پیامبر برخاست و آن را گرفته پیش روی همه نهاد، سپس فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم، آنگاه دانه‌ای خرما برداشته در دهان حسین نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسین"

خرمای دیگری برداشت و آن را در دهان حسن نهاد و فرمود "نوش جان و گوارایت ای حسن". سومین خرما را برداشته در دهان فاطمه زهرا نهاد و فرمود: "نوش جان و گوارایت ای فاطمه زهرا".

سپس چهارمین خرما را برداشت و آن را در دهان علی نهاده، فرمود: "نوش جان و گوارایت ای علی". باز به علی خرمای دیگری داد و فرمود " نوش جان و گوارایت ای علی".

سپس شتابان از جا برخاست، بعد نشست.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی  نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم

پس همگی از آن خرما خوردند همین که دست کشیدند و سیر شدند آن مائده آسمانی به آسمان برخاست (و ناپدید شد).

فاطمه عرض کرد: پدر جان امروز چیز عجیبی از شما دیدم، پیامبر فرمود: ای فاطمه! خرمایی که در دهان حسین نهادم و گفتم: گوارایت ای حسین، از این رو بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسین. من نیز همچون آنان گفتم.

خرمای دوم را برداشته در دهان حسن نهادم، شنیدم جبرئیل و میکائیل به او می‌گویند: گوارایت ای حسن. من نیز مثل آنان گفتم.

خرمای سوم را که برداشته در دهان تو- ای فاطمه- نهادم، شنیدم حوریان بهشتی- در حالی که شادمان، از بلندای عوالم بهشتی بر ما اشراف داشتند- به تو می‌گویند: گوارایت باد، ای فاطمه، من نیز طبق آنان آنرا گفتم.

چون چهارمین خرما را كه برداشته و در دهان علی  نهادم، از جانب خداوند ندایی شنیدم که می‌گوید: نوش جان و گوارایت ای علی. من هم طبق ندای حق تعالی آن را گفتم.

باز به علی خرمای دیگری دادم، دوباره ندای حق را شنیدم که می گوید: نوش جان و گوارایت ای علی.

سپس به خاطر گرامی داشت حضرت پروردگار (شتابان) برخاستم. پس شنیدم می فرماید: ای محمد! به عزت و جلالم سوگند اگر از هم اکنون تا روز قیامت، دانه دانه خرما به علی می دادی، من پیوسته به او می گفتم: نوش جان و گوارایت ای علی.

فرهنگ جامع سخنان امام حسین؛ ترجمه علی مؤیدی


99




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -






  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3